سديد الدين محمد عوفى
329
متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى )
او را استمالت كرد « 1 » . بابك جوابى فرستاد و در آنجا اظهار بندگى كرد و عذر عثراتى كه رفته بود ممهّد گردانيد . افشين به ظاهر آن فريفته شد و عاقبت آن ندانست و آن را « 2 » به خدمت امير المؤمنين معتصم فرستاد و بر آن محمدت طمع مىداشت . امير المؤمنين معتصم از وى برنجيد و فرمود كه تيغ از نيام بربايد كشيد و قلم از دست ببايد نهاد كه كفايت اين مهم به عذبات « 3 » اعلام دارند نه به خطوات « 4 » اقلام ، اگر به قلم تمام شدى به دستارداران « 5 » كه « 6 » قوت فضل و هنر دارند حوالت « 7 » فرموديمى « 8 » و چون به تيغ تعلق مىدارد پيش « 9 » راه مكاتبات و مراسلات معمور نبايد « 10 » داشت « 11 » . چون قلم در ميان آيد شكوه و هيبت زايل شود « 12 » و اين فصل جوامع كلمات ملكدارى و واسطهء عقد شهريارى است . [ ماجراى دستگيرى نصر بن شبث به دست عبد اللّه طاهر و بردن او به نزد خليفه ] حكايت ( 6 ) آوردهاند كه نصر بن شبث از شجاعان عرب و مبارزان عهد بوده است . و در ايام خلافت مأمون دم عصيان مىزد « 13 » و رايت خلاف « 14 » مىافراخت « 15 » و آتش فتنه مىافروخت . و چون امير المؤمنين به بغداد آمد معاذ مسلم « 16 » را به حرب او فرستاد و شبيب بلخى را با وى « 17 » نامزد كرد و نصر هردو را هزيمت كرد « 18 » . بعد از آن امير المؤمنين مأمون خالد بن يزيد
--> ( 1 ) مج + به خدمت حضرت خلافت فراستادعا كرد ( 2 ) متن و مپ 2 - بابك جوابى فرستاد و . . . . ندانست و آن را ( 3 ) متن و مپ 2 - مهم به عذبات ( 4 ) همه نسخهها خطرات ، تصحيح قياسى است ( 5 ) مپ 2 : آن را ( 6 ) متن + به ( 7 ) متن - حوالت ( 8 ) مپ 2 : فرمودمى ، مج : فرمودى ( 9 ) مج : پس ( 10 ) متن : بايد ( 11 ) مپ 2 - چون قلم در ميان . . . داشت ( 12 ) مپ 2 + و چون به تيغ تعلق مىدارد راه مكاتبات و مراسلات معمور نبايد داشت ( 13 ) مج : عصيان آورد ( 14 ) متن : اختلاف ( 15 ) مپ 2 - و رايت خلاف مىافروخت ( 16 ) متن و مپ 2 : ابو مسلم ( 17 ) مج + فرستاد و ( 18 ) مج - و نصر هردو را هزيمت كرد